تبليغاتX
setareh - دوباره
aks.barnameh .kholaseh hameh chi

Image hosting by TinyPic

دوباره كبو تر دلم در هواى آشيانه بال و پر مى زند

مرغ دلم به ياد او غمگينانه مى خواند

و شقايق چشمهايم براي نسيم رحمتش جامه مى درد

ديرى است كه درياى وجود طوفانى است وساحل مى جويد

حال غريبى است

اين بى تابى دل

مرواريد اشك بر چهره مى ريزد

و راهى براى گريختن از درياى چشم مى جويد

دل در سينه نمى گنجد

رودى است كه در جستجوى دريا مى خروشد

ذره اى است كه مى خواهد خود را به خورشيد پيوند بدهد

نمى دانم بر اين بى تابى دل چه خواهد گذشت؟

شايد هنگام رفتن است

شايد زمان جوش و خروش است

دريا صدفى در دل پرورانده است

و صدف در جستجوى پروراندۀ خويش است

دل بى قرار است ديگر درنگ جايز نيست

تير غم جانان در دل شكسته است

بايد هزار دستان را آزاد كرد

بايد سر بر اوج آسمان نهاد

آرى ديگر درنگ جايز

وقت اندك است

      بايد كارى كردكه دل آرام بگيرد

                                  بايد...

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 8:53  توسط saeed zamani |